تبليغاتX
>
با سلام خدمت شما دوستان گرامي وگرانقدر كه با تشريفرمايي خود به اين كلبه دوستانه ما صفا وصميميت ميدهيد .درود بر تو اي دوست عزيز كه شعله شمع دوستي را تا به حال خاموش نكردي. ودر اخر دوستان عزيزي كه لطف ميكنيد سر ميزنيد يه نظر هم بديد جايه دوري نميره اقا ما عرضمون تموم شد بريد از وب ديدن كنيد باي.
๑۩۞۩ رفيق ๑۩۞۩ love
๑۩۞۩ رفيق ๑۩۞۩ love
رفيق دوست همدم
بیب......! بیب........!
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیـــــــــــــــــــــب....! بیـــــــــــــــــــب.....!

 سلام امیدوارم حالتون خوب باشه  و سر حال باشین و از اینجور تعاروفا

آخيش ما هم از شر این امتحانات خلاص شدیم  گفتم بیام یه دستی به این آلونک بکشم

موفق باشین برین این جدوله رو هم بخونید واز همه مهمتر(( نظر نظر نظر یادت نره ))

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــای      تا       هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــای       بعدی

                                       ((   جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدول بوقیات    ))

ردیف نوع بوق معنی کار برد
۱ یک بوق کوچولو سام علیک! احوالپرسی باراننده اشنا
۲ دو بوق به...خیلی مخلصیم! احوالپرسی با راننده اشنا
۳ سه بوق کجایی بی وفا؟!!؟ احوالپرسی با راننده اشنا
۴ ۵۶۹ بوق هی عمو کجا؟؟؟ ویژه مسافر کشی
۵ بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت  بدو بیا دیر شد صدا زدن خانم برای رفتن به میهمانی
۶ بوق بدون وقفه معمولی سلام ... جلوی مراکز درمانی وبیمارستان
۷ بوق با ملودی (آهنگ) عروسی اینو همتون میدونید نیاز به معنی نداره هنگام مشاهده ماشین عروس حتی خالی
۸ نصب بوق قطار روی پیکان ما هم وجود داریم نشانه ذوق سرشار راننده
۹ نصب بوق کامیون روی موتور سیکلت بزرگ حساب کردن خود نشانه کم توجهی مردم به موتور سوار
۱۰ نصب آژیر به جای بوق ب...بو...! بی....بو....!! ویژه رانندگانی که عشق پلیس بازی کشتتشون
۱۱ نصب صدای خروس به جای بوق  قوقولی !! قو!!قو!! ویژه روستاییهای عزیزی که سالها از روستا دور مانده اند واحساس دلتنگی میکنن

 

 

واستا بینم کجا ؟؟؟نظر ندی دعا میکنم کچل شی

|+| نوشته شده توسط ღ ღ علی ღ ღ در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 13:29 |

عشقولانه
یه داستان تکان دهنده توپ...!!!

اول از همه سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام  چطورین رفقا خوبین سلامتین !!!

راستی  با امتحانا چطورین؟؟؟

والا من که از دست این امتحانات دیگه خسته شدم خداااااااااااااااااااااا

ولی این مشکلات ارزش یه تابستون توپو داره نه؟

خوب عزیزان ایندفه بازم میخوام براتون داستان تکان دهنده عشقولانه  بزارم امیدوارم خوشتون بیاد:

نه عزیزم این از اون داستانایی نیست که یه دختر عاشق یه پسر میشه یا برعکس !!!

اصلا خودت بخون میفهمی قضیه چیه !!

سالها پیش دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود .

او فقط یک برادر 5 ساله داشت .دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد .

پسرک از دکتر پرسید :ایا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند ؟؟

دکتر جواب داد :بله و پسرک قبول کرد.

پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندند و لوله ها ی تزریق را به بدنش وصل کردند ...پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و درحالیکه خون از بدنش خارج می شد به دکتر گفت :ایا من به بهشت می روم؟؟


پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند......!!

به به !!!

 میگم داداش داشته باش ولی اینطوری!!!!

حالا فهمیدی قضیه چی بود ؟؟؟؟؟

   فدای تو

جیگرم  داستان به این توپی   یه حالی هم تو قسمت نظرات بده   ok

بای جیگر!!!

|+| نوشته شده توسط ღ ღ علی ღ ღ در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 14:48 |